خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
مقدمة 14
نهج البلاغة ( فارسي )
در بارهء نهج البلاغه و محتواى آن از ديرباز بحثها شده و شرحها و تفسيرها به زبانهاى گوناگون بر اين مجموعه نوشتهاند ، اما هر چه نوشته باشند و هر چه بنويسند باز هم حق اين سخنان را نگزاردهاند . نهج البلاغه دائرة المعارفى از فرهنگ اسلامى است : خداشناسى ، و جهان فرشتگان ، پيدايش عالم ، طبيعت انسان ، امتها و حكومتهاى نيكوكار و يا ستمباره اما نكتهء اصلى اين است كه در سراسر اين سخنان ، خواست امام تدريس علوم طبيعى و جانورشناسى يا فهماندن نكتههاى فلسفى و يا تاريخى نيست . سخنان على در طرح اين گونه بحثها همچون قرآن كريم است كه به زبان موعظت از هر پديدهء محسوس يا معقولى نمونهاى روشن و قابل درك در پيش چشم شنونده قرار مىدهد ، سپس آرام آرام او را با خود به سر منزلى مىبرد كه بايد بدان برسد ، به درگاه خدا و آستان پروردگار يكتا . آنجا كه سخن در خلقت آسمان و زمين و آفتاب و ماه و ستاره و كوههاست ، به زبان اندرز ياد مىدهد كه آنچه آفريدگار به آفريدگان بخشيده خير محض است ، اما انسان ناسپاس حق اين همه نعمت را نمىگزارد و از راه خدا به راه شيطان روى مىآورد و بخشش الهى را در راه انگيختن شر و بر پا كردن فتنه صرف مىكند ، و آنجا كه تذكار داستان پيشينيان است ، به حاضران تعليم مىدهد كه روزگار آيينهء عبرت است و گذشته را در آن توان ديد اما عبرت گيرنده كى و چه كسى است ؟ ببينيد امتهاى از ميان رفته و در زير خاك خفته چه كردند و چه ديدند كار نيك آنان را تقليد كنيد و از ارتكاب كار زشتى كه به نابودى آنان منتهى گشت بپرهيزيد . در خلال اين اندرزها گاهى هم به اصحاب خود مىنگرد و به حال و كردار آنان مىانديشد ، ناگهان كوهى از اندوه و دريغ بر دل او فرود مىآيد و آن هنگامى است كه ديدهء حقيقت بين را از مردمى كه پاى منبرش نشستهاند مىگرداند ، و به افقى دور تر مىگشايد به روزگار محمد ( ص ) و ياران پاكدل او كه با اعتقاد به خدا و روز رستاخيز نصرت دين را بر سود دنياى خود مقدم